تبليغاتX
سایبان غم


سایبان غم

درد و دل
Yahoo
آرشيو
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لينك باكس M-S
لوگو دوستان
كدهاي جاوا

خئایا به هر که دوستش داری بیاموز که عشق از زندگی بهتر است

وهر کسی را که بیشتر دوستش داری بیاموز که دوست داشتن از عشق برتر است


نويسنده: امید تنها مورخ: سه شنبه دوازدهم تیر 1386 در ساعت: 19:47
|+|

شروع يك نفرت

20 روش عاشقانه
عجب باشکوه است “عشق “…

عشق نيرو مي‌دهد ، عشق زندگي مي‌دهد، عشق شهامت و قدرت مي‌بخشد. عشق بزرگ‌ترين وديعه‌اي است که خدوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است. اگر عشق نبود زندگي هم نبود . کسي که عاشق مي‌شود بايد خود را براي پرداخت بهاي آن عشق آماده سازد که عشق همان‌طور که لذّت و شادکامي در پي دارد، غم و سردرگمي هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شيريني است و چه گوارا به‌کام دل عاشق مي‌ريزد حتي اگر دل عاشق را بشکند. زيرا هر چيز شکسته‌اش بي‌خريدار است، مگر دل که شکسته‌اش قيمتي‌تر است و خدايش دوست‌تر دارد.

با خواندن 20مورد زير، وموارد ديگر در مقالات آتي ، خواهيد توانست به‌ راه‌هايي دست بيابيد که هر چند برخي بسيارساده و شايد بي اهميت به‌نظر مي‌رسند ، امّا مسير خوشبختي شما را چندين گام پيش مي‌راند:



1- از هر راهي براي ابراز عشق به همسرتان بهره بگيريد.

2- در عذرخواهي کردن از هم سبقت بگيريد.

3- هميشه همديگر را «عزيزم»، «معشوقم»، «محبوبم» و … خطاب کنيد.

4- هميشه و در همه جا به هم احترام بگذاريد.

در زندگي هيچ لذّتي اصيل‌تر و شيرين‌تر از عشق وجود ندارد

5- هميشه صبور و شکيبا باشيد.

6- در اماکن عمومي بسيار محتاطانه به ‌همديگر ابراز عشق کنيد.

7- نازش را به جان بخريد.

8- بگذاريد به اندازه کافي استراحت کند.

9- از گفتن کلمه «دوستت دارم» دائم استفاده کنيد.

10- از عطر مورد علاقه‌اش استفاده کنيد.

11- کمد لباس‌هايش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئين نماييد.

هر کس که عاشق مي‌شود بايد براي تحمل و چشم‌پوشي خطاهايي که مي‌بيند امّا نمي‌تواند عکس‌العمل نشان دهد، صبور ٿ‌ آرام باشد.
12- با و مانند شاهزاده‌اي زيبا برخورد کنيد.

13- هر روز به يکديگر سخنان محبت‌آميز بگوييد.

14- هنر برقراري ارتباط دوستانه با همسرتان را بياموزيد. هر چند ممکن است در ابتدا با کمي مشکل مواجه باشيد، ولي پس از آن از زندگي لدّت خواهيد برد.

15- به قدري در هم غرق شويد تا مسائل ديگر زندگي را فراموش کنيد.

16- پاهاي خسته همسرتان را ماساڿ بدهيد.

17- موها ي همسرتان را آرايش کنيد.

18- در تمام لحظاتي که در کنار هم هستيد به و ابراز عشق کنيد و گاهي احساستان را روي يک ليوان شيشه‌اي بنويسيد.

19- از عشق‌تان دفاع کنيد.

20- روي برف‌هايي که روي زمين باريده است براي هم پيام‌هاي عاشقانه بنويسيد.
 

 


 

 

 

دوستي از ديدگاه من كلمه مقدسي است . هر كس را كه دوست مي خوانيم يعني پرده افكار خويش و چه بسا قلب خويش را ساده و بي ريا با او قسمت مي كنيم . دوست يعني درختي براي گرفتن خستگي ... تا به حال فكر كرده اي كه چند تن از دوستان خود را سالهاست كه از ياد برده اي ؟ ... مي داني كه شكننده ترين روش براي خراب كردن يك دوستي بي اعتناييست ؟ اين يعني انكار خاطره .. انكار روزگاري كه لبخند زدي ... انكار روزي كه خستگي خود را زير سايه يك درخت مهربان گرفتي .. انكار محبت ... از آن روز كه مرا دوست خواندي ندانسته قلب اندوهناك خويش را به دستهاي قدرتمند تو سپردم تا به نسيم صبح تازگي بدهي نه به باد فراموشي ! نمي دانم مي داني چقدر در اين لحظه عزيز به تو نيازمندم ؟ شايد فكر نكرده باشي كه براي من گاهي هواي نفس كشيدن مي شوي ! اگر مي دانستي تا اين پايه بيرحمانه بي اعتنايي نمي كردي ... شايد فكر نكرده باشي كه « ميل به صميميت نشانه قوت است نه ضعف بلوغ است نه نياز عصبي ...» براي من همين كافيست كه پس از گذشت هزار سال نوري يك روز صداي تو را از كيلومترها آنطرفتر بشنوم كه سلام .... همين كه سلامتي براي من كافيست
خورشيد سادگي و مهر ! غروب نكن .. من به قدرت روح تو نيازمندم ... كاش مي شد عاشق يك دوست شد ! اما انگار دوست ، دوست است و معشوق ، معشوق ... پيام دوست مهر است ... محبت است .... لبخند است ... من مي خواهم تا ابد به رويم لبخند بزني .. عشق يك ستاره است كه به زودي رو به زوال خواهد رفت
در دادگه عشق کنم از تو شکایت

 گویم که کشت مرا دو چشمان قشنگت

 
تپش قلب من از شادی توست         
                                                  اشک  من در غم تنهایی  توست
کاش میشد که تو را شاد کنم          
                                                  چشم من در پی شیدایی توست
من که هر لحظه  بیادت  بودم          
                                                  قلب  من در  پی  دلداری  توست
من که از عشق شدم بیمارت          
                                                  ای طبیب لحظه ی عیاری توست

يك نفر از كوچه ي ما عشق را دزديده است
اين خبردركوچه هاي شهر ما پيچيده است

دوره گردي در خيابانها محبت مي فروخت
گوئيا او هم بساط خويش را برچيده است

عاشقي مي گفت روزي روزگاران قديم
عشق را از غنچه هاي كوچه باغي چيده است

عشق بازي در خيابان مطلقا ممنوع شد
عابري اين تابلو را دورميدان ديده است

يك چراغ قرمز از ديروز قرمز مانده است
چشمكش را هيز چشمي خيره سر دزديده است

مي روم از شهر اين دل سنگهاي كور دل
يك نفر بر ريش ما دلريشها خنديده است

parand

 

غم آمده ، غم آمده ، انگشت بر در می زند !

 هر ضربه ی انگشت او بر سینه خنجر می زند ... 

 

 ای دل بکش یا کشته شو ، غم را در اینجا ره مده

 گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان در می زند

 

  از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا ؟؟؟

 غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر می زند ...

 


نويسنده: امید تنها مورخ: جمعه یکم تیر 1386 در ساعت: 18:17
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie